- صفحه نخست
- تورها
- ویزا
- in coming tour
- گردشگری
- سایت گلچین تور
- اطلاعات تماس
من، مارکوپولو، که روزگاری دراز را در جادههای ابریشم و سرزمینهای دوردست پیمودهام، امروز با اشتیاقی نو، قلم به دست گرفتهام تا داستانی دیگر بنویسم؛ داستانی از سرزمینی که گویی قطعهای از بهشت است که بر زمین جا مانده: ایران. این بار، نه با کاروانی از شتر و نه با سختیِ راههای بیپایان، که با همراهیِ «آژانس مسافرتی گلچین»، به کشفِ زیباییهای بکرِ این کهندیار برخاستهام. چرا که زمان سفر آغاز شده است و روح، تشنهی دیدن است.
سفر من از سرزمینهای شمالی آغاز شد. گیلان، دیاری که زمین و آسمانش در هم تنیدهاند. در ماسوله، خانهها را دیدم که بر شانه یکدیگر ایستادهاند و مه، چون لباسی حریر بر اندامِ کوه میپیچد. کاروانِ گلچین با برنامهریزیِ دقیق، مرا به قلبِ شالیزارها برد؛ جایی که بوی خاکِ بارانخورده، روح را جلا میدهد.
سپس به مازندران رسیدم. جنگلهای هیرکانی، آن گنجینهی زنده که میلیونها سال قدمت دارد. در «الیمستان»، زیر سایهی بلوطهای کهنسال، در میان مهای که مسیر را از چشمان پنهان میکرد، قدم زدم. تیمِ گلچین چنان هوشمندانه مسیرهای امن و بکر را برایم برگزید که گویی در این جنگلِ انبوه، راهنما، ستارهای در تاریکی بود. دریاچه چورت نیز، چون آینهای در دلِ درختان، تصویری از ملکوت را به نمایش میگذاشت.
در گلستان، به تماشایِ پارک ملی رفتم؛ جایی که آهوان با وقار در دشتهای پهناور میخرامیدند. آبشارِ کبودوال، با آبی که از دلِ کوه میجوشید، سمفونیِ موسیقیِ طبیعت را در گوشم میخواند.
در قلمروِ کوههای سرافراز
از شمال گذشتم و به قلبِ ایران، لرستان رسیدم. زاگرس، این دیوِ زیبا و صبور، با قلههای برفگیر و درههای عمیقش، مرا به حیرت واداشت. آبشارِ بیشه، همچون مویِ پریان بر صخرهها میریخت. در خانههای بومی، مهماننوازیِ مردمان چنان بود که گویی به خانه خویش بازگشتهام. شنیدنِ آوایِ لری در دلِ کوهستان، پیوندِ انسان با اصالت را دوباره زنده کرد.
به کردستان که رسیدم، کوههای مهآلود و خانههای پلکانیِ اورامانات، تصویری از قرونِ گذشته را در پیشِ رویم ترسیم کرد. صدایِ دف، چون ضربانِ قلبِ کوهستان در فضا میپیچید. در بازارچهها، دستانِ هنرمندِ مردمان را دیدم که از هیچ، هنر میآفریدند.
در نهایت، در چهارمحال و بختیاری، چشمههای زلالِ کوهرنگ، سرچشمهی زندگی را برایم معنا کردند. در کنارِ چشمه «دیمه»، با خود اندیشیدم که سفر، تنها دیدنِ مناظر نیست؛ بلکه سفری است به ژرفایِ جانِ آدمیان.
سخن پایانی
سفر به ایران، تنها تماشایِ کوه و جنگل نیست؛ بلکه غوطهور شدن در دریایِ مهربانی و فرهنگ است. آژانسِ گلچین، با دانشی که از مسیرها دارد و تعهدی که به آرامشِ مسافر میورزد، این سفر را از یک تجربه ساده به یک خاطرهی جاودان بدل کرده است.
ای دوستان و همراهان! بشنوید ندایِ سفر را، که روزگار میگذرد و جهان به انتظارِ چشمانِ شماست. کولهبارِ خود را ببندید که «زمان سفر آغاز شده است» و آژانسِ گلچین، آماده است تا شما را به ضیافتِ زیباییها ببرد.